My Weblog

Just another WordPress.com weblog

سرود زهر

نوشته‌شده به دست negarkhane در دسامبر 16, 2007

از پي نابودي ام، ديري استزهر مي ريزد به رگ هاي خود اين جادوي بي آزرمتا كند آلوده با آن شيرپس براي آن كه رد فكر او را گم كند فكرم،مي كند رفتار با من نرم.ليك چه غافل!نقشه هاي او چه بي حاصل!نبض من هر لحظه مي خندد به پندارش.او نمي داند كه روييده استهستي پر بار من در منجلاب زهرو نمي داند كه من در زهر مي شويمپيكر هر گريه، هر خنده،در نم زهر است كرم فكر من زنده،در زمين زهر مي رويد گياه تلخ شعر من.

 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.